وقت کوچ است
سلام قابل توجه عزیزان کلنگ بیمارستان شهرمان برای چندمین باردر ماههای اخیر به زمین خورد نمیدانم شایدباید قید بیمارستان را بزنیم تا آقایان دست از این همه فداکاری بردارند وبرایمان این همه در گرما وسرما تابستان وزمستان کلنگ نزنند وعرق جبین نریزند شاید راه حل دیگری باشد وآن هم نگاهی نو به شهرستان محروم مظلوم بدبخت فلک زده و......دیرباشد . شرمنده خودم رو معرفی نکردم اخه مگه میزارن ما یه چند دقیقه ای تو خودمون باشیم کلمون داغ کرده عین انجین ماکی که سه روزه کولر روش خاموش نشده و هی تر میزنه شرمنده آخه نگفتم پراید و پرادو و پژو .......خودتون مستحضرید توی این بی بنزینی وسهمیه بندی کسی دیگه کولر نمیزنه الا قشر از ما بهترون شرمنده باز هم سیاسی شد یه کم ولی دیگه قول مردونه میدم راستی یا چپی نباشم. بعد از این همه طول وتفسیر بنده جناب آقای شیر سلطان مستعفی جنگل پهلوان حیوانات بزرگ خاندان گربه های درنده هستم که دست قضا ما رو کشونده به قفس آهنی باغ وحش ونگاه مردم که تکراری شده وهیچ کس به فکر ما نیست . بهتره از اینجا شروع کنم که:
دیشب ساعت 11 شب برای گرفتن یک شربت سرماخورگی اطفال لباس بر تن کردم وبا یک هندل ناقابل موتورسیکلت یار همیشگی را روشن نمودم وبا هزار امید رو به سوی داروخانه شبانه روزی تازه تاسیس شهرمان دیر نمودم .
وقتی به آنجا رسیدم دربهای بسته وچراغهای خاموش مرا نگران کرد اما جواب نگرانی را بر درب داروخانه یافتم چه زیبا از ساعت 11 شب به بعد فقط با نسخه دارو میدهیم درب نزنید زنگ را به صدا در نیاورید ؟
آیا مسئولین دلسوز شهرستان دیر جوابگو هستند یا طبق معمول چشمهاراباید بست جوردیگرباید دید؟
بلی حکایت این است که برای یک شربت سرماخوردگی باید۳۰۰۰تومان ناقابل جهت ویزیت به یک مطب دکتر تقدیم نموده وسپس روانه زور خانه شبانه روزی شرمنده داروخانه شبانه روزی که فقط اسم شبانه روزی را یدک می کشد شویم واخلاق خوش را چاشنی دارویمان کنند وبدون منت ما را راهی منزل نمایند تا به هدف خویش که همان خدمت به خلق است شوند .
اما برای رفاه مردم این مکان مقدس را تخته کنید بهتر است تا دیگر ما فقط صبح یا عصر به داروخانه مراجعه کنیم ومایحتاج دارویی ویا بهداشتی خود را تامین کنیم ویا سعی کنیم بیمار نشویم تا خواب ناز آقایان محترم ضایع نشود ودلشان از ما مردمان بدون دغدغه نرنجد .
باز هم سروصدا بازهم داد وبیداد اههههههههه کی میخواد صدای جیغ تموم بشه.آخه یکی نیست دوتا تو سر این دوتا بزنه از صبح دعوا تا سرشب به خدا که دیوانه شدم دلم می خواد بارو بندیلم رو ببندم برم .تا برسم به یک جای دنج وساکت بدون هر گونه سرو وصدا وجیغ ودود سیگارو...................مشت ولگد ونگاههای که خوردت میکنه واز هزارتا فحش ناموسی بدتره .

روزهای اول هم گوشت بیشتری میدادن هم این دوتا انتر زشت کنار ما نبودن حالا که دیدن ما پیر وفرتوت واز کارافتاده شدیم دیگه تحویل نمی گیرن به جای گوشت سویا میدن اون هم از نوع ایرانیش آب هم که معلومه جند تا از این سطلهای بزرگ که کفشون هزار وهفتصد هشتصد جونور با مرام رژه میرن اگه نخوری تشنه ای اگه بخوریم هم توی معدمون میدون جنگ پر از تانک وخمپاره وهزار وچند صد صدای ناجور که از خواب بیدارت میکنه و تا صبح باید نعره بکشیم ودرو همسایه رو زا به راه کنیم. حالاهم دارم میرم بخوابم اگه این دوتا انتر زشت بزارن .از صبح سرو صدا وجیغ ودادو بیداد .آخه یکی نیست دوتا توسر این دوتا بزنه ازصبح دعوا تا سرشب به خدا که دیوانه شدم دلم می خواد ..................................میرم بخوابم..........................ک..............کولر ..... خراب...........مرخصی..........استامینوفن ........بیا بندری ...........نترسیم .
| Design By : Night Skin |


