تبليغاتX
وقت کوچ است




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


وقت کوچ است

برادران بزرگوار وهنرمندآقایان فضل الله ومحمد عمرانی

درگذشت پدربزرگ عزیزتان راخدمت شما وخانواده محترمتان تسلیت عرض میکنم واز لایزال بی همتا خواستارصبر واجرجزیل میباشم .

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 21:47 توسط میثم | |

واسه اون گنبد زرین

                                پشت كوه های خراسون مرقد پاكتو ديدن 

                                 واسه او صحن مطهر تو غروب كنار ايوون

 واسه كفترای معصوم  كه تو آسمون می گردن     واسه آدمای مغموم  كه ميان دخيل می بندن

 واسه اون هوای تازه  كه پر از عطر گلابه              گه دستم به ضريحت  برسه واسم يه خوابه   

 واسه اون حوض قشنگی  كه پر از آب زلاله         واسه سنگ فرشای ايوون كه برام خواب و خياله

                                دل من تنگه ميدونی             كاشكی قابلم بدونی

گوشه هایی از صفات و  ویژگی های علی بن موسی علیه السلام

ابراهيم بن عباس صولى گويد: هرگز نديدم چيزى از امام رضا عليه السلام پرسيده شود و او پاسخش را نداند و در زمان و عصر او كسى را داناتر و آگاه تر از او نيافتم.

همو مى گويد: هرگز نديدم ابوالحسن عليه السلام كسى را با سخن خود ناراحت كند و هرگز سخن كسى را قطع نمى كرد. هيچ گاه - در صورت قدرت و توانايى - حاجت كسى را رد نمى كرد. هرگز پاى خود را در برابر همنشينش نمى گشود و در نزد او بر جايى تكيه نمى داد. هرگز صداى آن حضرت به قهقه بلند نمى شد، بلكه خنده آن حضرت فقط تبسم بود.

حضرت عليه السلام همواره همراه غلامان بر سر يك سفره مى نشست و مىفرمود: هيچ كس را بر ديگرى برترى نيست مگر به تقوا و اطاعت از خداوند. يكى از همراهان حضرت در سفر امام عليه السلام از مدينه به خراسان چنين مى گويد:

با حضرت رضا عليه السلام در سفر خراسان همراه بودم. حضرت با تمام خدمتكاران و غلامان بر سفره واحدى مى نشست. روزى به حضرت عرض كردم: فدايت شوم بهتر است سفره بندگان و خدمتكاران را جدا فرمائيد. امام فرمود: ان الله تبارك و تعالى واحد و الام واحد و الاب واحد و الجزاء بالاعمال؛ خداى تبارك و تعالى- كه خداوند همه ما است- يكى است و همه از يك پدر و مادر هستيم و كيفر و پاداش همه به واسطه اعمال است، پس جدايى در طعام چرا؟

حضرت عليه السلام در پاسخ مردى كه به وى گفت بود« به خدا سوگند، تو بهترين مردمانى» فرمود: قسم نخور! هر كس از من متقى تر باشد و خداوند را از من بهتر بندگى نمايد از من بهتر است.

 

 

 حدیث سلسلة الذهب

امام در حركتش از مدينه به خراسان به شهر نيشابور رسيد مردم زيادى به استقبال امام عليه السلام شتافتند و از امام درخواست كردند تا آنها را با حديثى از پدران خود خشنود سازد. امام عليه السلام فرمود: پدرم از پدرش و او نيز از پدرش... تا على عليه السلام و او از رسول خدا(ص) و رسول خدا(ص) نيز از خداوند متعال نقل فرمود كه:

لااله الاالله حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابي؛ لااله الاالله دژ استوار من است، پس هر كس در اين حصار وارد شود از عذابم محفوظ است.

امام چند قدمى حركت كردند و سپس برگشت و فرمود: بشرطها و انا من شروطها، به شرط هاى آن و من از جمله شرط هاى آن هستم.

سخنانی از امام رضا علیه السلام

تا كسى سه خصلت در او نباشد مؤمن نيست؛ سنتى از پروردگارش و سنتى از پيغمبرش و سنتى از ولى و امامش؛ پس سنتى كه از پروردگارش بايد داشته باشد راز پوشى است و سنتى كه از پيغمبرش بايد داشته باشد مدارا كردن با مردم است و سنتى كه از امامش بايد بياموزد شكيبايى كردن در شدت و سختى است.

ليست العبادة كثرة الصوم و الصلاة و انما العبادة فى التفكر فى الله؛ عبادت به زيادى نماز و روز نيست، همانا به زيادى تفكر در آثار خداوند است.

دوست هر انسانى عقل اوست، و دشمن هر انسانى، نادانى اوست.

فضيل بن يسار از امام عليه السلام روايت كرده كه گفت: ايمان برتر است از اسلام، و تقوا برتر است از ايمان، و يقين برتر است از تقوا و به بنى آدم چيزى بهتر و برتر  از يقين عطا نشده است.

نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 20:32 توسط میثم |

نمایش

 

پیش از هرچیز مایلم اصولی را که بنده جز لاینفک تئاتر می دانم اعلام کنم تا دوستانی که این اصول را نمی پذیرند فرصت یابند و خود را از قید خواندن این مطلب تا انتها برهانند.

 ۱هر اثر نمایشی باید بدون کم و کاست "جذاب" باشد و تماشاگر را با خود تا انتها ببرد و واکنش پیش از نقد تماشاگر را به سوی گفتن این جمله هدایت کند که " نمایش خوبی بود . " لذا اجرای نمایشنامه هائی را که اصطلاحا کلازت خوانده می شوند و صرفا برای خوانده شدن نوشته شده اند ، عملی هنرمندانه نمی دانم.

 ۲- اثر باید " نو " باشد. هم به لحاظ موضوع و هم از جنبه ساختار.   هریک از این بخش ها چنانچه "نو" نباشد از جذابیت اثر خواهد کاست و طبیعی است که با اقبال عموم روبرو نخواهد شد و نمره منفی دریافت می نماید.

 ۳- اثر باید "گویا" باشد. الکن نباشد. تماشاگر باید قصه نمایش را بفهمد و بداند که چه چیزی و چگونه در حال رخ دادن است. استعاره ، مجاز، سمبل ، تمثیل ، و دیگر املاح باید به اندازه ای بکار رود که گویائی اثر را خدشه دارنکند واثر گنگ نشود.

البته هستند شیادانی که گنگی و لکنت زبان آفریده ناقص الخلقه خود را " هنر ناب " می نامند  و اصل  ارتباط با مخاطب را یا منکر می شوند و یا اینکه عدم برقراری ارتباط  صحیح و کامل اثر با تماشاگر را با بی ادبی به حساب نفهمی ، بی سوادی ، بی شعوری ، عدم درک تصاویر و کلام ناب و ...  ، از سوی  تماشاگر می دانند . و او را متهم می کنند/.

در ضمن این مطلب بر علیه کسی یا کسانی نگاشته نشده بلکه دلم خواسته و به خودم مربوطه

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 21:12 توسط میثم | |

باز هم سلام

شرمنده این دفعه خبری از مشغله کاری نبود بلکه مشکل از این قلب ناسازگار بود نمیدونم این دو تا غده ازکجا سر در آوردن درست هم سبز شدن رو دریچه مریچه های قلبمون .

بعد از انتخابات هم دلمون شکست هم قلبمون آکنده شد از همه نوع درد وغده و غصه و........................به هر حال در حال حاضر فقط سلامی عرض میکنم خدمت دوستان عزیز 5روز دیگه با یک مطلب توپ میام .

نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 21:6 توسط میثم | |

بعد از مدتها دوری از دنیای مجازی باز هم برگشتیم اما با دلی آکنده از غم واندوه ؟؟؟؟؟
بله از اوضاع تیم ملی که همه آگاهید ازاوضاع دیگر بخشها هم که اگر حرفی بزنیم با مس ولگد دمارمان را در میاورند .پس تنها میشود نوشت اما چه نوشت هم خودش مسئله ای هست .
پس من اللحساب فقط مینویسم وشما هم بگویید به روز شده وگمان مبرید که این آقا خل یا دیوانه است شک هم نکنید چون خود این آقا پی به همه چیز برده ............................/؟////؟/؟/؟/؟
چند روز پیش فیش پرداختی یکی از دوستان ما را مات ومبهوت کرد مبلغ 3250000ریال بود که برای حقوق یک کارمند دولت محترم 2850000ریال پرداخت میکند البته حداقل .
بر آن شدم دلیل را جویا شوم ایشان هم با کمال متانت فرمودند اس ام اس بازی میکنم کارهایم را انجام میدهم فرمودیم چه کاری ؟فرمودند با دوستانم قرار میگذاریم اندکی با جنس مخالف میپریم و.............بماند .
سودش را هم که معلوم است که میبرد وکه میخورد ولی فقط حرفم این بود روزانه در موقع انتخابات 90میلیون پیامک ارسال میشده است .
اما این حرفها برای این بود که فرهنگ استفاده از تلفن همراه باید دستخوش تغییرات شود برای همه بهتر است ولی میدانم این کار نان بعضیهارا میبرد لذا از همینجا میگویم برای این فرهنگسازی هیچ جای ایران هزینه نمیشود

نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 14:17 توسط میثم | |

این روزها که میگذرد غمی نیست جز:اخراج واستعفای مربیان فوتبال ونتایج ضعیف تیمهای باشگاهی واللخصوص تیم ملی کشورمان ایران

چه بر سر ورزش وفوتبالمان در آمده که اینطور باید تحقیر شود من که نمیدانم اما هاج وواج از این همه تغییر وسوءتدبیر مدیران ارشد فوتبال که ما را به مرز نابودی کشانده است.آخر کسی نیست به این آقایان بگوید چرا این همه احساسات مردم را به بازی گرقته اید وروزی یک مربی .روزی یک استعفا.روزی صدور وانتشار یک اهانتنامه از هر طیف مربی به صورتی که حسابی از خجالت هم در بیایند روزی................

از فوتبال حرفه ای فقط شماره لاتین پشت پیراهن را دیده اید .

از فوتبال حرفه ای فقط قیمتهای سرسام آور برای بازیکنان ومربیان نا کار آمد را ملاک قرار داده ایدیکی نیست بگوید چرا این همه پسرفت.

یادش بخیر تیم ملی فوتبال ایران با دانمارک.مکزیک.شیلی.آلمان .اتریش .کرواسی وتیمهای باشگاهی بزرگی چون اینتر ورم دیدار تدارکاتی برگزار میکرداما حالا مالی کنیا وهر چه سیاه آفریقایی.کویت وتیمهای باشگاهی چک دیدار میکند راستی چقدر آمار دروغ میگویند .۱۱رده سقوط هم افتخاری دیگر بود که در پرونده تاریخ فوتبالمان درج شد .

آقایان علی آبادی .کفاشیان وتاج شما جوابگوی احساسات مردم ایران هستید اگر آقایانی که میدان فوتبال را با چاله میدون اشتباه گرفته اند محروم می کردید ویا اگر به جای انتخاب مربی نا کار آمدمثل کشورهای عربی مربی با دانش ودارای شناسنامه کاری برای هدایت تیم ملی می آوردید امروز حال و روز ورزشمان بهتر از این بود.

دیگر خواب جام جهانی را دیدن هم آرزوست.

نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 9:1 توسط میثم | |

در رويش هر جوانه در بهار ، جلوه اي از جمال خداوند متجلي ميشود و آنها كه با طبيعت و زمين آشنايند در بهار است كه خداوند رابه تماشا مي نشينند.اين بهار و اين جلوه الهي را صميمانه تهنيت گفته برايتان آرزوي موفقيت دارم.و باز به رسم مهرباني طبيعت هزاران گل ياس تقديم به نگاه پاكتان و دستان پر از مهر و تلاش گرتان كه همچون چشمه اي زلال از ميان سنگهاي سخت ره مي جويد و به سوي آينده ميرود. دستانتان پر محبت، دلتان مملو ار عيار دوستي وذخيره تلاشتان بي انتها
حلول سال نو و فرارسيدن عيد نوروز را خدمت يكايك دوستان عزيزم و بازديدكنندگان وبلاگم تبريك عرض مينمايم و اميدوارم سال جديد سالي سرشار از سلامتي و شادي و موفقيت براي يكايك شما عزيزان بوده و هميشه در سال جديد سفره هايتان پر نعمت ، تنتان سالم ، دلتان شاد و لبتان خندان باشد.
اميدوارم در سال جديد به موفقيتهاي بزرگتري دست پيدا كنيد و به تمامي آرزوهاي خوب خود برسيد.
اميدوارم در سال جديد مشكلات اقتصادي و مديريتي و به طبع آن مشكلات اجتماعي كمتري داشته باشيم و اقتدار و سربلندي كشورمان در همه زمينه ها دلهاي همه ما را شاد كند.

نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 11:2 توسط میثم | |

باعرض پوزش بنده به دلایلی وقت نکردم به روز بشم .اما موضوع این دفعه یک معضل بزرگ در شهرستان ماست.

اینجا دیراست ۲۰۰کیلومتری مرکز استان بزرگترین اسکله صیادی ایران داری ساحلی زیبا وتوریستی جمعیت شهرمان رانمیدانم ولی این روزها به یک سرزمین توریستی تبدیل شده که بیشتر از کشورهای همجوار وهمسایه پابه این شهرگذاشته اند .ما برخود میبالیم زیرا افتخار داشتن بیشترین مهاجر افغانی وبیشترین مهاجر پاکستانی  را درسطح استان به خود اختصاص داده ایم .

دیروز برای گرفتن فتو کپی به مغازه پسر عمویم رفتم اما به ناگاه پایم به جایی گیر کرد بدون اینکه نگاه کنم پایم را کشیدم آزاد نشد گمان کردم پایم را به جایی زنجیر کرده اند تا نگاهم به پائین افتاد از فرط ترس دودستی برسر خو کوبیدم وکیک ولیک به راه انداختم .

دادم به آسمان رفت دیدم یک برادر گدای محترم تقریبا چول وپرچل پاکستانی که خود را به معلولیت زده بود پایم را دودستی چسبیده وبا هزار زور از دستش پا به فرار گذاشتم .بعد از این حادثه بحث داغ ما ادامه یافت آن هم با یکی از دوستان که ایشان هم از این موضوع دادشان تا فلک میرفت و میفرمود یعنی شهر ماصاحب ندارد یا اینکه این .......................سیاسی نمیشه نوشت پا تو ملزیمون میکنن ....

من نمیدانم مسئول جمع آوری این گدایان مهاجر کیست؟

 آخر یکی نیست بگوید چه مرضهایی که درورود این عزیزان به شهر پانمی گذارد وصد البته نمای شهر را دگرگون میکندوچهره شهر را زشت وزننده خواهد کرد .

از مسئولین امر هم خواستارم قبل از ورود مهمانان نوروزی زحمت جمع آوری مهاجران پاکستانی را بکشند واز آنها تمنا کنند به دیار عزیز خویش بازگردند اما بدون خشم وپس ملی و..................

کیک ولیک:داد وفریاد

پس ملی :همان پس گردنی

چول وپرچل :کثیف

نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 8:53 توسط میثم | |

صبح که از خواب بلند شدم احساس کردم همون بچه ای هستم که صبح با صدای دی قاسم که میگفت نخود باقله باقله بیدار میشم. بدون هرگونه درنگی به سوی آشپزخونه دویدم تا ظرف بردارم اما همین که وارد آشپزخونه شدم وظرفهای نشسته شامی را که با خانمم خورده بودیم دیدم ای وای باز هم قاطی کردم .

بعد از این همه طول وتفسیر باید عرض کنم توی منطقه ما آدما رو با محله هاشون میشناسن مثلا ما بچه باغ هستیم واز آنجا که عاشق محله وخاطرات خوش کودکیمون هستیم . دست قضا در همین محله منزلی دست وپا نمودیم وسکنی گزیدیم .

محله باغ زمستانهای زیبایی داشت وهروقت باران می آمد آب در جایی جمع میشد که ما میگفتیم بند باغ توی بند باغ انقدر آب می ایستاد که ما تنه نخل را در آن می انداختیم وسوار بر تنه نخل لحظات خوشی را سپری میکردیم توی این هوای سرد دی قاسم هم با قابلمه هایی که حاوی نخود وباقله بودندبا گاری دستیش به باغ می آمد وما هم منتظر می ماندیم تا به در حیاط ما هم برسد وبعضی مواقع هم ساعت بیداری ما صدای دی قاسم بود .البته باید خدمت شما عرض کنم دی قاسم هم مقیم باغ بود وبا شوهر مرحومش غریب شهره مرد وزنهای باغ بودند وهمیشه آنها را به نیکی یاد میکنند .

او الان در جمع ما نیست وبه رحمت خدا رفته ولی گفتم هم خاطرات کودکیمان را زنده کنم هم یاد دی قاسم را .برای شادی روحش اگر دلتان خواست فاتحه ای بفرستید .

البته دوستانی هم داشتیم که الان درجمع ما نیستند مثل ورزشکار محبوب شهرمان آقای حسین کارگر که خدایشان بیامرزد .

از زرتشت صفری هم تشکر می کنم چون با داستان مشهدی زینب ما را برآن داشت که خاطرات خود را باخاطره دی قاسم زنده کنیم .

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 22:57 توسط میثم | |

تئاتر یک تخت حوضی فوق العاده بی مزه

شرمنده دیدم بهترین بهانه برای شروع اینه که چند عکس از اجرای تئاتر در سومین جشنواره تئاتر طنز تنگستان هست رو بزارم  .البته باید خدمت شما عرض کنم که این تئاتر بروشور اول را توسط محمد رضا خیر اندیش جوان بامرام دیارمان دیر کسب کرد .

موسیقی برتر را جوان با آتیه وخوش ذوق شهرمان دیر آقای امین رنجبر بدست آوردیم .

بازیگری دوم مرد را حسن قانون جوان با استعداد تئاتری شهرمان کسب کردیم .

بازیگری سوم زن را همسر عزیزم هدی ادیبی کسب کرد واما بدتر ازهمه این که خودم هم کارگردانی سوم را بدست آوردم .

اما بهتر است از این بوشهریها که ادعای داوریشان کمر عزت الله انتظامی وامثالهم را خرد کرده است بگوییم که سعی داشتند با تمام وجود ابراز نمایند که از تئاتر دیر وبچه های دیر متنفرند و با ندادن مقامهای دیگر خود را اثبات کردند و ما را بر آن داشتند برایشان آرزوی بهبود از لایزال بی همتا بنماییم.

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 21:48 توسط میثم | |


Design By : Night Skin